مانيماني، تا این لحظه: 16 سال و 5 روز سن داره

مسافر کوچولو مانی

مانی مریض شد

سلام  دیشب دل مانی درد گرفت بردیمش دکتر موقع برگشت تو ماشین اورد بالا برگشتیم مطب دکتر خیلی اعصابم بهم ریخته دکتر ازمایش داده باید انجام بدم دیشب هم تب کرد ولی خدا روشکر الان حالش بهتره   ...
11 مرداد 1392

0000

سلام وایییییییی این چند روز هوای شمال خیلی  خیلی خنکه کلی بارون اومده الان هم هوا بارون ریز میاد به قول معروف بارون عاشقا ١٥ ام مرداد مازیار بلیط گرفته میاد چند روز پیش مانی کلی گریه کرد باباش میخواست الان که با محمد رضا رفت دوچرخه سواری و بازی میکنه کلی با هم خوشن محمد رضا میگه خاله ٢٠ روز خونمون بمون  . سطل وبیلچه خریدن دوتاییشون برن کنار دریا شن بازی از شانسشون این چند روز هوا بارونه  هوا که خوب شد میبریمشون خوش باشن امیر صدرا هم خوابیده این بچه ها هم بخاطرش اروم حرف میزنن و بازی میکنن دیشب از لنگرود اومدم رشت جای همه کسانی که هوای  شهرشون گرمه خالی خداییش خیلی خوبه  تا بعد ...
9 مرداد 1392

مسافرت

سلام سلام بالاخره تونستم بیام الان خونه خاله فرشته هستیم تونستم یه پست بزارم از همه دوستانی که در این مدت به ما سر میزدن تشکر میکنم تا جایی که بتونم بهتون سر میزنم با اینت موبایل خیلی سخته مطلب هم نمیشه نوشت
28 تير 1392

یه دندون

سلام دندون 20 ام مانی هم بیرون اومده توی فک پایین سمت راست  دیدم همیشه نی لیوانشو میبره عقب میخارونه  ...
6 تير 1392

بدو بدو حراجه

ایتم بادکنکای خوشگل خواستی ببینی برو ادامه مطلب از این بادکنکا دوست داشتم درست کنم که درستیدم کلی هم با مانی بازی کردیم خودم بیشتر دوق داشتم این بادکنکا واسه تولد بچه ها عالیه فک نکنید سخت درست میشه خودم فقط اولی رو ترکوندم بعد تونستم درست کنم نکتش اینه که همه بادکن نباید باد کنی چون میپیچونیش  باید جا داشته باشه تا نترکه  راستی اسمشون بادکنکای ماریه یادمه بابام وقتی بچه بودیم برامون میخرید ولی ما بادش میکردیم بعد که ولش میکردیم صدا میخورد البته مدلش یه کم فرق داشت با این بادگنک    یاد ...
4 تير 1392

نیمه شعبان

سسسسسسسلام   شبی را به خوابم بیا، نازنین! دلم را پُر از بوی خورشید کن بیا چشمه غصه‌های مرا پُر از جوششِ شعر امید کن بیا که جهان، زیر هر گام تو پُر از رویش سبزه‌ها می‌شود دلِ آسمان، پُر زِ رنگین کمان زمین، غرق ذکر خدا می‌شود       نیمه ی شعبان گل نرگس شکفت                                  چلچله از شادمانی شب نخفت       آبشار یک لحظه آرام شد ، نریخت   &n...
2 تير 1392