ياد در ياد
سلام سلام
يه شعر دارم واستون.gif)
ياد در ياد نميدانم كجا
چشم در چشم نميدانم چرا؟
تودر آنسوي شقايق
ومن اين سو تنها
پل يادت در تب خاطره ام آتش شد
ومن از باغ جدا
بي جهت نيست كه من
در پي راز جدايي هستم
در پي يك سبداز سيب كه يك دانه آن
نيم خورده بجا مانده سوا
شب عيد است عجب كوه غمي دارم من
سفره عيد من اين بود:
غم واندوه وطلب و ياد تو ،كه بر آيينه ام بود
سيب هم بود نگفتم آري
اين همان نيمه سيبي است
كه من
درپي نام تواز باغچه ات دزديدم
سرخ چون رننگ شقايق كه برآن ميسوزد
زرد چون زردقناري كه بر آن ميخواند
ياد در يادنمي دانم كجا
چشم در چشم نميدانم چرا
سفره را در جهت باد تكان خواهم داد
تكه نان و سبد خاطره ام همره آب برفت
رفت تا در پس آن ديوار بلند
عاقبت آن نگهت محو شود
ياد در ياد نميدانم كجا
چشم در چشم نميدانم چرا؟
............................................
خوشتون اومد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.gif)


ياد در ياد
